چرا علیه حجاب شوریدم؟
- Apr 11
- 10 min read
فهرست
چرا علیه حجاب شوریدم؟
صدیقه وسمقی
در گفتگو با مهرزاد بروجردی
خلاصه در این نشست که در آبان 1404 برگزار شد، میزبان دکتر صدیقه وسمقی بودیم که خلاصه ای از کتاب خود "چرا علیه حجاب شوریدم؟" را ارائه کرد و سپس با میهمان دیگر این نشست، دکتر مهرزاد بروجردی، به گفتگو در این باره پرداخت.
در ادامه متن مقدمه کتاب از زبان نویسنده آمده است:
"این کتاب را مینویسم تا همه بدانند که تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، زنان چگونه زیستند. مینویسم تا آیندگان و فرزندانمان دستاوردهای آمیخته با رنج و خون ما را پاس بدارند و با شناخت دقیق تبعیض و بیعدالتی، همواره با آن مبارزه کنند. وقتی در زندان بودم با نوهی عزیزم، دانیال، فقط گاهی برای دقایقی کوتاه میان دو اخطار تلفن زندان که میگوید «این تماس از زندان اوین میباشد» حرف میزدم تا نفهمد که در زندان هستم. او میفهمید که شرایط غیرعادی است و با ناراحتی از من میپرسید: مامانی! کجا هستی؟ میگفتم: به سفر رفتهام برای انجام یک کار تحقیقی و نوشتن یک کتاب و تدریس. حال میخواهم این کتاب را به آن عزیز تقدیم کنم. امیدوارم نسل او ناپاکی و تبعیض و بیعدالتی را از این خاک بزداید و از ایران، خانهای امن و آباد و آزاد بسازد."
ویدیو
گزارش نشست
در آغاز جلسه دکتر امین فیضپور، مدیر و موسس حلقه ایران، ضمن خوشآمدگویی به تمامی حضار به معرفی موضوع جلسه که حول محور کتاب «چرا علیه حجاب شوریدم» از دکتر صدیقه وسمقی تشکیل شده است پرداخته و از دکتر وسمقی خواستند تا علاوهبر کتاب مذکور، دررابطه با سیر تحول فکر خود که منجر به نگارش این کتاب شدهاست نیز صحبت کنند. سپس دکتر فیضپور مقدمه کتاب «چرا عله حجاب شوریدم» را قرائت کردند:
«این کتاب را مینویسم تا همه بدانند که تحت حاکمیت جمهوری اسلامی زنان چگونه زیستند. مینویسم تا آیندگان و فرزندانمان دستاوردهای آمیخته با رنج و خون ما را پاس بدارند و با شناخت دقیق تبعیض و بیعدالتی همواره با آن مبارزه کنند. وقتی در زندان بودم با نوۀ عزیزم دانیال فقط گاهی برای دقایقی کوتاه میان دو اخطار تلفن زندان که میگوید «این تماس از زندان اوین میباشد» حرف میزدم تا نفهمد که در زندان هستم. او میفهمید که شرایط غیرعادیست و با ناراحتی از من میپرسید «مامانی کجا هستی؟». میگفتم به سفر رفتم برای انجام یک کار تحقیقاتی و نوشتن یک کتاب و تدریس. حالا میخواهم این کتاب را به آن عزیز تقدیم کنم. امیدوارم نسل او ناپاکی و تبعیض و بیعدالتی را از این خاک بزداید و از ایران خانهای امن و آباد و آزاد بسازد.»
دکتر فیضپور به معرفی سخنرانان این نشست پرداختند و از دکتر وسمقی دعوت کردند تا سخنرانی خود را آغاز:
دکتر صدیقه وسمقی شاعر، نویسنده، مترجم، اسلامپژوه، حقوقدان و تحلیلگر مسائل سیاسی و اجتماعی اهل ایران است. ایشان پیشتر استاد دانشگاه تهران و همچنین عضو نخستین دوره شورای شهر تهران و سخنگوی این شورا بودهاند. وسمقی دکترای فقه و مبانی حقوق اسلامی دارد و از چهرههای شاخص نواندیش دینی در ایران پنداشته میشود و دیدگاههای او درباره حجاب اجباری، حق پوشش زنان و مسائل فقهی چالش برانگیز بوده است. ایشان در ۲۶ اسفند ۱۴۰۲ با خشونت زیاد بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند و به دلیل خودداری از سر کردن روسری از ملاقات با خانواده خویش محروم گشتند. دکتر مهرزاد بروجردی رئیس دانشکده هنر، علوم و آموزش دانشگاه علم و صنعت میسوری آمریکا، استاد سابق دولت و امور بینالملل در دانشگاه ویرجینیا تک، استاد سابق علوم سیاسی در دانشگاه سیراکیوز و از اساتید مشاور حلقه ایران هستند. از آثار برجسته ایشان میتوان به «تراشیدم، پرستیدم، شکستم: گفتارهایی در سیاست و هویت ایرانی»، «روشنفکران ایرانی و غرب» و کتاب «ایران پس از انقلاب: کتاب راهنمای سیاسی» اشاره کرد.
بخش اول سخنرانی صدیقه وسمقی: دکتر وسمقی پس از تشکر از برگزارکنندگان، حضار و دکتر بروجردی، از اینکه در جلسه امروز و با موضوعی که دیگر در کشور فقط مساله زنان نیست و مساله همه ایران است حضور دارند. ایشان سپس سخنان خود را با بیان این مطلب آغاز کردند که دغدغه حکومت ایران امروز بههیچ وجه و در هیچ حوزهای اسلام و احکام اسلامی نیست و مساله حجاب نیز به همین شکل برای جمهوری اسلامی یک مساله سیاسی است چرا که در هیچ دورهای در حکومتهای اسلامی مساله نبوده است، نه در دوره پیامبر اسلام و نه در دوره خلفا.
ایشان سپس با بیان اینکه در بخشهای بعدی، بیشتر این مساله را باز خواهند کردند «سیر تحول فکر دینی» خود را به سه مقطع زمانی تقسیمبندی کردند:
دوره اول: تقلید همراه با پرسشگری این دوره از نوجوانی تا پیش از آغاز تحقیقات جدی دینی را در بر میگیرد. در این مقطع، اگرچه ایشان احکام رایج (مانند وجوب پوشاندن موی سر) را به عنوان «حرف اسلام» میپذیرفتند، اما همواره پرسشهایی بنیادین در مورد چرایی این احکام داشتند. ایشان کنجکاوی و پرسشگری را انگیزهی اصلی خود برای ورود به تحصیلات علوم دینی، حتی به قیمت پذیرش مقرراتی همچون پوشیدن اجباری چادر، عنوان کردند.
دوره دوم: اصلاحگری دینی این دوره با ورود به تحصیلات عالی دانشگاهی و آغاز تدریس همزمان شد. دکتر وسمقی این مقطع را آغاز «اصلاحگری دینی» خود توصیف کردند. در این دوره ایشان در حالی که هنوز به «هسته الهی» اسلام باور داشتند، میکوشیدند تا برای سوالات خود و دانشجویانشان پاسخهایی قانعکننده بیابند. این تحقیقات ایشان را به این نتیجه رساند که بسیاری از احکام رایج، در واقع «اشتباهات فقیهان» در برداشت از منابع دست اول بودهاست. این دوره منجر به نگارش کتابهای متعددی از جمله «زن، فقه، اسلام» (در نقد حقوق زنان در فقه سنتی)، «بضاعت فقه» (در نقد ورود فقیهان به تمامی حوزههای زندگی) و «بازخوانی شریعت» شد.
دوره سوم: خروج از اصلاحگری دینی و بازاندیشی بنیادین در حین نگارش کتاب «بازخوانی شریعت»، با پرسشهای کلیدی و اساسیتری مواجه شدند که اصلاحگری دینی پاسخی برای آنها نداشت. سوالاتی از این قبیل که: «چرا هر فردی از اسلامی که دین خداست برداشت متفاوتی دارد؟» یا «چرا خدا احکام خود را به نوعی که اختلاف نظری در آن نباشد به انسانها منتقل نکردهاست؟» . همچنین زیست در زمانه حکومت جمهوری اسلامی و مشاهده تبعات شرایطی که تصمیمگیریهای مبتنی بر فقه این حکومت بهوجود آوره بود در ادامهدادن به این پرسشگری و تحقیق اثرگذار بودهاست. ایشان به طور مشخص به مسئله حجاب اشاره کردند که در بررسیهایشان، هیچ آیهای در قرآن مبنی بر وجوب پوشاندن موی سر نیافتند. این پرسشهای بنیادین، ایشان را به نگارش کتاب «مسیر پیامبری» و رسیدن به این نتیجه رهنمون کرد که همه ادیان از جمله اسلام اساساً بشری هستند و پیامبری نیز نهادی بشریست.
در جمعبندی این بخش تاکید شد که حتی اگر فردی به اسلام به عنوان یک دین الهی باور داشته باشد، باز هم اجباری برای پوشاندن موی سر در متون اصلی وجود ندارد و این مسئله، حاصل برداشت و تفسیر مفسران و فقیهان بوده است. ایشان تجربیات سخت خود در زندان و فشارهای وارده به دلیل امتناع از سر کردن روسری را عاملی دانستند که ایشان را مصمم به نگارش کتاب «چرا علیه حجاب شوریدم» کرد تا رنجهای تحمیل شده بر زنان در این سالها را مستند کند.
گفتگو و پرسشوپاسخ دکتر بروجردی و دکتر وسمقی
دکتر بروجردی سخنان خود را با ابراز خرسندی از گفتگو با دکتر وسمقی آغاز کردند.
ایشان ابتدا خلاصهای از پنج گزاره کلیدی کتاب برشمردند: ۱-همه ادیان بشری هستند و پیغمبری از سوی خدا نیامده. ۲- هیچیک از قوانین شریعت، مقدس و الهی نیستند. ۳- سلطه دین، عقل را فلج و ناکارآمد میسازد. ۴- پوشاندن موی سر بر اساس استدلال شرعی واجب نیست. ۵- حجاب را پس زدم تا سلطهای را پس بزنم که به عقل پابند و به آزادی دستبند زده است.
پرسش نخست دکتر بروجردی:
آیا این استنباط صحیح است که نقد شما از یک «نقد دروندینی» به یک «نقد بروندینی» و فراتر از فمینیسم اسلامی گذار کرده است؟ و چه متفکرانی، مانند نوال السعداوی، فاطمه مرنیسی، یا دکتر سروش و مجتهد شبستری، بر این سیر فکری تأثیرگذار بودهاند؟
دکتر وسمقی پاسخ دادند که حرکت فکری ایشان همواره مبتنی بر پرسشهای خودشان بوده است و نمیتوانند از فرد خاصی به عنوان تأثیرگذار اصلی نام ببرند، بهویژه که در زمان آغاز تحقیقات ایشان، بسیاری از این دیدگاهها هنوز مطرح نشده بودند. همچنین اصلاحگری دینی را در ذات خود دارای تناقض دانستند، زیرا معتقدند نمیتوان تفسیر و برداشت شخصی و بشری را بر امری که اساس آن الهی پنداشته میشود، تحمیل کرد و به همین دلیل از این حوزه فراتر رفتهاند.
پرسش دوم: چرا جمهوری اسلامی برای بیش از چهار دهه، مسئله حجاب را به یک موضوع حیثیتی تبدیل کرده است، در حالی که از تغییرات اجتماعی، شهری شدن و تحصیلات زنان آگاه است؟
نویسنده کتاب «چرا علیه حجاب شوریدم؟» این اصرار را ناشی از چندین عامل دانستند: ۱- عدم عقلانیت: ایشان تصمیمگیران اصلی را فاقد «عقل کشورداری» دانستند چرا که حتی دیکتاتورها نیز تصمیمهایی نمیگیرند که پایههای حکومتشان را به لرزه بیندازد. 2-
مکانیزم خودتخریبی: ایشان فعال کردن گشت ارشاد در شرایط کنونی را به فعال کردن مکانیزم ماشه در داخل به دست خود حکومت تشبیه کردند. درواقع همان منطقی که در ادامه دادن به غنیسازی باوجود شکست واضح نقش داشته است در رابطه با ادامه یافتن روند حجاب اجباری نیز اعمال میشود. 3- نفوذ عوامل مخرب: ممکن است افرادی قشری و جناحی، یا حتی جاسوسهایی که خود حکومت به وجودشان اذعان دارد، عامدانه در حال تحریک جامعه برای تسریع فروپاشی باشند. دکتر وسمقی تاکید کردند که نگرانی اصلی ایشان نه بقای حکومت، بلکه جلوگیری از حرج و مرج، آسیب و خونریزی در کشور است.
پرسش سوم دکتر بروجردی:آیا هنوز امکان گفتگو با نهادهای دینی وجود دارد؟ و اگر بخواهید با دختران جوانی که هنوز حجاب را از سر انتخاب میپوشند سخن بگویید، چه میگویید؟
دکتر وسمقی پاسخ دادندکه گفتگو با نهادهای دینی «مستقل از حکومت» همیشه ممکن است، اما با نهادهای وابسته که دستور میگیرند، امکان گفتگو وجود ندارد. در مورد دختران جوان نیز گفتند: «من احترام میذارم به انتخابشان... ولی خب به همۀ آنان میگویم که بخوانید... درباره باورهایمان پرسشگر باشیم، مطالعه کنیم، گفتگو کنیم و با فهم زندگی کنیم».
پرسش چهارم دکتر بروجردی: نقش مردان در لغو حجاب اجباری چیست؟ آیا این مشارکت را در داخل کشور میبینید؟
دکتر وسمقی در پاسخ گفتند: مشکلی که زنان دارند، مشکلی است که مردان آفریدند. نظم سنتی که به نفع مردان بوده، توسط آنها خلق شده و با دین توجیه شده است. اگر مردان کمک کنند، این تغییرات آسانتر رخ میدهد. ایشان با خرسندی افزودند که خوشبختانه امروزه بسیاری از مردان همراه شدهاند، هرچند تا ۵ یا ۶ سال پیش اینگونه نبود.
پرسش پنجم دکتر بروجردی: در پشت دیوارهای زندان، از همبندیهای خود (بهایی، سلطنتطلب، مجاهد، کمونیست و...) درباره ترس، قدرت و استقامت چه آموختید؟
نویسنده کتاب در این باره فرمودند: زندانی سیاسی، بهویژه وقتی بیگناه بازداشت میشود، میکوشد استقامت کند. ایشان به زندانیان بهایی (خانمها کمالآبادی و شهریاری) اشاره کردند که ۱۴ سال زندان را تحمل کردهاند اما حاضر به تغییر عقیدهشان برای آزادی نشدهاند. انسانها دارای شرافت و غرور هستند و همین استقامتهاست که جامعه را به سوی عدالت پیش میبرد.
پرسش ششم دکتر بروجردی: رسانههای غربی اغلب زنان ایرانی را «قربانی فرهنگ خود» معرفی میکنند. پاسخ شما چیست؟
دکتر وسمقی: فرهنگ مردسالار نقش بزرگی در سرکوب زنان داشته، اما غرب نیز تا ۷۰-۸۰ سال پیش چنین وضعیتی داشت. این یک مبارزه مستمر و تدریجی تاریخی است، مانند مبارزه بردگان یا سیاهان برای رسیدن به آزادی. بهنظر من همه اقشاری که تحت ستم باشند در نهایت بهگونهای سیستم و نهادها را تغییر خواهند داد.
پرسش هفتم دکتر بروجردی: چه آیندهای را برای نسل بعدی دختران و زنان ایرانی تصور میکنید؟
دکتر وسمقی اعتقاد داشتند که در کوتاه مدت، مبارزه ادامه دارد و هرچه فشار بیشتر شود، شتاب و مقاومت بیشتر خواهد شد. در دراز مدت زنان قادر خواهند بود که شرایط را به نفع خودشان تغییر دهند. چنین آیندهای برای زنان ایران خیلی دور بنظر نمیرسد.
پرسش و پاسخ حضار
در بخش پایانی حضار جلسه سوالات خود را مطرح کردند:
دکتر هوشنگ شهابی در مورد نقش زنانی پرسیدند که برای دولت کار میکنند و گاه برخوردی بدتر از مردان مأمور دارند.
پاسخ دکتر وسمقی: این زنان نیز از مردان در راس هرم قدرت دستور میگیرند و دانشی که استفاده میکنند، تولید مردان است. ایشان افزودند که در تجربه بازداشت اخیرشان، اغلب مأموران زن از کاری که میکردند ناراضی بودند و یکی از آنها زندان را «جهنم» توصیف کرده بود. اما اذعان کردند که افراد «جاهل» (چه زن و چه مرد) که گمان میکنند با این کارها دین خدا را نجات میدهند نیز وجود دارند.
دکتر امین فیضپور پرسیدند که آیا میتوان این اصرار حکومت بر حجاب را، که واضحا پایههای حکومت را متزلزل میکند، نوعی «جنون جمعی» یا «فرقه خودکشی» دانست که محصول آسیبهای تاریخی، مانند استعمار، است و ربطی به اسلام واقعی ندارد؟
دکتر وسمقی: حکومت دینی فعلی از ابتدا با افرادی شکل گرفت که دانشی در حکمرانی نداشتند. ترکیب حاکمیت امروز یک عده نادان، یک عده دزد و یک عده جاسوس است و این ترکیب، کشور را به نابودی میکشاند. حتی اگر کارشناسانی مایل به کمک در حوزه تخصصی خود باشند، به آنان اجازه داده نمیشود و یا به حدی شرایط را برای ایشان سخت میکنند که از کار با آنان منصرف شوند. وی ابراز امیدواری کردد که افراد عاقل و وطندوست در داخل حکومت برای جلوگیری از فروپاشی خشونتآمیز، به تحولخواهان بپیوندند.
دکتر شهلا هائری در مورد لحظهای پرسیدند که دکتر وسمقی دریافتند همۀ ادیان، بشری هستند و چه منابعی منجر به این دریافت شد؟
پاسخ دکتر وسمقی: این لحظه پس از سالها پژوهش و مواجهه با تناقضاتی که در دوره اصلاحگری دینی قابل حل نبود، مانند بردگی در قرآن، سنگسار، یا تفاسیر متناقض، رخ داد. ایشان منابع را همان متون دست اول، مانند قرآن و روایات و تاریخ، دانستند که مطالعۀ عمیق آنها نشان میداد که این احکام، نه الهی، بلکه اشتباه یک فقیه بوده که دیگران از او تقلید کردهاند.
سوالات پایانی حضار:
چگونه در مقابل احساس استیصال، تابآوری را بهویژه در دختران جوان بالا ببریم؟
آینده اسلام در ایران پس از جمهوری اسلامی چه خواهد بود؟
پاسخ دکتر وسمقی در مورد تابآوری: ما در یک دوره تاریخی هستیم. در این ۴۰ سال ما عقب نرفتیم، فقط جلو رفتهایم. جهت تاریخ درست است و نباید مأیوس شد.
پاسخ در مورد آینده اسلام: اسلام به شکل امروزیاش جایگاهی نخواهد داشت چراکه بسیار تضعیف شده است. روحانیت اگر بخواهد بماند، باید تحولات جدی در خود ایجاد کند و حقوق بشر، آزادی، دموکراسی و جدایی دین از حکومت را بپذیرد. در غیر این صورت، دین افراطی و تندرو در آینده ایران جایی نخواهد داشت.
جلسه با تشکر دکتر فیضپور از سخنرانان و حضار و تاکید بر ادامه اندیشیدن و گفتگوی کنجکاوانه به عنوان یک روش مبارزه مدنی به پایان رسید.
معرفی سخنرانان نشست:
صدیقه وسمقی شاعر، نویسنده، مترجم، اسلامپژوه، حقوقدان و تحلیلگر مسائل سیاسی و اجتماعی اهل ایران است. او استاد دانشگاه تهران و عضو نخستین دوره شورای شهر تهران و سخنگوی این شورا بود. او دکترای فقه و مبانی حقوق اسلامی دارد. صدیقه وسمقی از چهرههای شاخص نواندیش دینی در ایران پنداشته میشود و دیدگاههای او در باره حجاب اجباری و حق پوشش زنان و چند مسئله فقهی دیگر چالشبرانگیز بوده است. وی در ۲۶ اسفند ۱۴۰۲ با خشونتِ شدید بازداشت و به اوین منتقل شد و به دلیلِ خودداری از سر کردنِ روسری، از ملاقات با خانوادهاش محروم شده بود.
مهرزاد بروجردی استاد مشاور حلقه ایران و رئیس دانشکده هنر، علوم و آموزش دانشگاه علم و صنعت میسوری است. وی قبلاً استاد دولت و امور بینالملل و مدیر دانشکده روابط عمومی و بینالملل در ویرجینیا تک و قبل از آن استاد علوم سیاسی در دانشگاه سیراکیوز بود.