top of page

سیاست شناسی تفکیک جنسیتی در ایران

سیاست شناسی تفکیک جنسیتی در ایران

نازنین شاهرکنی

استادیار مطالعات جنسیتی، دانشگاه اقتصادی لندن


چکیده:

در حالی که در رابطه با انقلاب 1357 در ایران بسیار نوشته اند، درباره زندگی روزمره زنان ایرانی پس از انقلاب بسیار کم بحث شده است. "زنان در شهر" سیاست های تفکیک جنسیتی در ایرانِ پس از انقلاب را بررسی می کند. ما با نگارنده سوار بر اتوبوس های جداسازی شده می شویم، به درون پارک های زنان می رویم و پشت درهای بسته استادیوم های مردانه انتظار می کشیم. او نشان می دهد که هویت اسلامی حکومت در همزیستی، آمیخته شدن و رقابت با الزامات تکنوکراتیک، ملاحظات عملگرایانه برای حفظ نظام، تاثیرات بین المللی و روندهای جهانی تغییر کرده است. "زنان در شهر" با کند و کاو در چهار دهه سیاست گذاری حکومت برای تعیین مرزهای جنسیتی، باورهای عمومی درباره ی نظام حاکم بر ایران را به چالش می کشد و پیشنهاد می کند که "دولت" را یکدست و یکپارچه و به مثابه ساختاری ایدئولوژیک و منفک از نیروهای اجتماعی فرض نکنیم. نگارنده ما را تشویق به تأمل درباره تغییرات جایگاه زنان در ایران و تاثیر نظام سرمایه داری، اسلام گرایی و منازعات سیاسی بر حقوق زنان می کند. شاهرکنی نشان می دهد که حکومت از یک سو برای کنترل بدن زنان و حرکتشان می کوشد، و از سوی دیگر برای افزایش دسترسی زنان به فضاهای عمومی سرمایه گذاری کرده و امتیازخواهی نیز می کند.


گزارش جلسه:

در این جلسه، دکتر نازنین شاهرکنی در ابتدا به تشریح چارچوب مفهومی کتاب خود "زنان در شهر" پرداخت، به این صورت که علیرغم اینکه در سال های گذشته شاهد آن بوده ایم که دستگاه حکومتی در ایران به سرکوب اعتراضات مردمی پرداخته و رسانه های جهانی معمولا این سرکوب ها را بخوبی پوشش داده اند، باید در نظر داشت که حکومت در ایران، مشابه بسیاری دیگر از کشورها، برای اعمال قواعد خود، علاوه بر ساز و کارهای تنبیهی (مثل تنبیه "بدحجابی")، از مکانیزم های تشویقی و اقناعی نیز استفاده می کند، چرا که تنها با استفاده از مکانیزم های تنبیهی نمی توان مردم را با خود همراه کرد. در این کتاب، نازنین شاهرکنی به بررسی این مکانیزم های مختلف و تاثیرگذاری آنان بر زندگی روزمره زنان در ایران و تلاش آنان برای بدست آوردن حقوق اجتماعی خود می پردازد. این تحقیق به تحولات ایران از سال 1357 تا 1393 پرداخته و از طریق مصاحبه با مسئولین مربوطه و مردم عادی در فضاهای اتوبوس، پارک های بانوان و پشت درهای استادیوم های مردانه می کوشد تا به این پرسش پاسخ بدهد که: دستگاه حکومتی چگونه موفق شده است، در طی این چهار دهه، تفکیک جنسیتی را در جامعه نهادینه و حتی مخالفان را با این پروژه همراه کند.


تاریخ حوادث دهه ی اول پس از انقلاب در ایران نشان می دهد که دولت و دستگاه حکومتی مشغول باز تعریف خود و ایجاد هویتی جدید به لحاظ فرم و محتوا بوده است. این بازتعریف هویت را می توان در تغییر نام خیابان ها و میادین، تغییر تصاویر نقاشی شده بر دیوارها و بسیاری اشکال دیگر از جمله تفکیک جنسیتی در سطح خرد و کلان مشاهده کرد. در این فرایند اسلامی شدن و اسلامی کردنِ جامعه، دستگاه حاکم از زن و بدن او برای نمایش هویت جدید خود استفاده کرده است، که این مسئله بی سابقه نبوده و در حکومت قبلی نیز از بدن زن به عنوان تابلویی برای نمایش مدرن بودن، سکولار بودن و غربی بودن جامعه و حاکمیت استفاده می شده است. بنابراین، در سال های پس از انقلاب 1357، حاکمیت بخش قابل توجهی از انرژی و منابع خود را به تربیت اسلامی زنان و تغییر نگاه، زبان و حرکات بدن آنها، مثلا از طریق حجاب اجباری و تفکیک جنسیتی، اختصاص داده است.


شایان ذکر است که از همان اوایل تأسیس حکومت جمهوری اسلامی در مورد چند و چون و حد و حدود جداسازی جنسیتی اختلاف وجود داشته است. برخی از نیروهای افراطی حتی تا دیوار کشیدن بین دختران و پسران در کلاس های دانشگاهی نیز پیش رفتند، که البته جلوی آن، به روایتی توسط آیت الله خمینی، گرفته شد. اما به هر صورت، در مجموع، تفکیک جنسیتی فضاهای شهری و کنترل بدن و حرکات زنان (و البته مردان) و تعیین مرزهای جنسیتی جدید (با ارایه تعاریف جدید از مردانگی و زنانگی) در اولویت روند بازسازی و نمایش هویت اسلامی حاکمیت قرار گرفت. به این شکل حکومت تلاش کرد تا با جسمیت بخشیدن به مرزهای جنسیتی، قدرت خود را تثبیت کرده و به نمایش بگذارد. قدرت در تعیینِ مرزهاست که شکل می گیرد. مرزها می توانند جغرافیایی، سیاسی، نژادی، قومی یا جنسیتی باشند. در این مرزکشی هاست که انسان ها، فضاها و چیزها همه تبدیل به ابزار ایدئولوژی و قدرت می شوند. بنابراین این تنها زنان نبودند که ابزار ایدئولوژی شدند، بلکه مردان، فضاها (مثل فضای اتوبوس، پارک، استادیوم و غیره) و اجسام (مثل میله ها و دیوارهای جداکننده ی زنان از مردان) نیز ابزار ایدئولوژی بوده اند.


در این پژوهش، دکتر شاهرکنی این بحث را مطرح می کند که این مرز جداکننده زنان از مردان (میله اتوبوس، دیوار پارک ها، در استادیوم و غیره) سیال بوده و در دهه های گذشته بارها و بارها جابه جا شده است و معنای آن، به این مفهوم که چه چیزی را بازتاب می کند، نیز تغییر کرده است. در این تغییر مرزها می توان رد پای قدرت سیاسی و توازن نیروهای مختلف و حضور آن در زندگی روزمره مردم را دنبال کرد. از جهت دیگر، معنا و کاربرد فضاها نیز به نوع نگاه و روابط اجتماعی مابین انسان هایی که از آن استفاده می کنند بستگی دارد. بعنوان مثال معنا و کاربرد یک کوچه ی بن بست برای راننده یک ماشین و زن و مرد جوانی که به دنبال محلی امن و خلوت برای همنشینی هستند یکسان نیست. بنابراین، کاربرد فضا بسته به شخص، نوع نیاز و شکل روابط انسانی تغییر می کند.


بررسی دهه اول پس از انقلاب نشان می دهد که حکومت در آن زمان معمولاً برای اعمال قواعد خود، در تعیین مرزها و کاربرد فضاها، از ابزار تنبیهی استفاده می کرده است. اما می توان دید که در دهه سوم پس از انقلاب، اگرچه مرزهای جنسیتی به قوت خود باقی اند و کنترل بدن زنان همچنان پابرجاست، حکومت در بسیاری از موارد به استفاده از ابزار تشویقی روی آورده است. به عنوان مثال در سال های ابتدایی پس از انقلاب در تهران ورزش کردن زنان در فضاهای عمومی مثل پارک ها ممنوع شده بود و در نتیجه زنان فضایی برای این کار در اختیار نداشتند و اگر هم در فضای عمومی ورزش می کردند تنبیه می شدند. اما در دهه های بعدی (به خصوص با پایان یافتن جنگ و روی کار آمدن دولت هاشمی رفسنجانی) شاهد گسترش فضاهای زنانه، مثل ایجاد پارک های مخصوص زنان، اتوبوس و تاکسی زنان، و تشویق زنان به استفاده از آن ها بوده ایم. در واقع حکومت به تدریج به این نتیجه می رسد که سرکوب هزینه بر است و منابع هم محدود. یعنی نماینده حکومت نمی تواند در هر لحظه و همه جا حضور داشته باشد تا فرد خاطی را تنبیه کند. در این شکل جدید از حکمرانی، دولت در نقش حامی و "خدمتگزار" وارد می شود، برای مردم امکانات جدید ایجاد می کند، و بجای استفاده از قدرت سلبی، به قدرت ایجابی روی می آورد. به جای آنکه بر ممنوعیت استفاده از بعضی فضاها تاکید کند، استفاده از فضاهای دیگر(مثلا فضاهای تک جنسیتی) را تشویق و دسترسی به آنها را تسهیل می کند. البته در هر دوی این حالات (چه دولت نقش ژاندارم و سرکوبگر به خود بگیرد و چه دولت خدمتگزار) گفتمانی که حکومت به کار می گیرد گفتمان "محافظت" است. دولت "محافظ" زنان است. در دهه های اول محافظ "شأن" و "عفت" زنان و "اخلاق اسلامی" در جامعه بود و در دهه های بعد می بینیم که گاه حتی در نقش محافظ سلامت و امنیت و حقوق زنان ظاهر می شود. در هر حال، زنان چه به عنوان حاملان اخلاق اسلامی و چه به عنوان شهروندانی "نیازمند" و یا "صاحب حق" برای تامین خواسته هایشان محتاج دولت باقی می مانند و دولت همچنان و با ابزار گوناگون بدن و رفتار وحرکت آنها را کنترل می کند.


در اینجا، دکتر نازنین شاهرکنی این بحث را مطرح می کند که در عین حال با این مکانیزم جدید، یعنی ایجاد و بسط فضاهای تک جنسیتی، از جهت دیگر دسترسی زنان به فضاهای شهری و عمومی بسط پیدا می کند و زنان برای رفع نیازهای روزمره خود "نیازمند" استفاده از این فضاها می شوند. در این فرآیند، نیازهای زنان با منافع حکومت گره می خورد. در نتیجه ی این امر، بسیاری از زنانی که در ابتدا مثلا معترض به سیاست های حکومتی در ارتباط با تفکیک جنسیتی بوده اند، به تدریج خواهان ایجاد و گسترش این فضاها می شوند. علت استقبال از پارک های بانوان هم همین است. زنان برای تأمین سلامت جسمی خود نیازمند استفاده از این پارک ها هستند؛ برای آنکه ترددشان در شهر راحت تر و بی مخاطره باشد از اتوبوس و متروی تفکیک جنسیتی شده استقبال می کنند. بنابراین، زنان برای رفع نیازهای روزمره خود به تدریج به حکومت وابسته شده اند. به همین دلیل برای شناخت ساز و کار حکومتی در ایران تنها شناخت مکانیزم سرکوب کافی نیست و باید این چنین مکانیزم های بدیل را نیز مورد بررسی قرار داد. البته به این نکته باید توجه کرد که حکومت و ابزارهایی که به کار می گیرد دائما در حال نوسان است و بنابراین در بستری جدید و تحت تأثیر عوامل اقتصادی و سیاسی می تواند شکل دیگری به خود بگیرد.


در ادامه، دکتر شاهرکنی به بررسی چرایی این تغییرات در 4 دهه ی گذشته و به تحولات سیاسی و اقتصادی ای پرداخت که زمینه ساز این تغییرات در سیاست های تفکیک جنسیتی بوده اند. در مرحله اول می توان به این مسئله اشاره کرد که پس از فرو خفتن شور و شعف اولیه ی انقلاب و با گذر از سال های جنگ، حکومت با جامعه ای خسته و افسرده، به خصوص در تهران، مواجه بود که نیاز به احیا داشت تا بتواند در جهت پیشبرد اهداف حکومت مورد استفاده قرار بگیرد. در این رابطه تحقیق دکتر ارکیده بهروزان ارزشمند است، چرا که نه فقط به انفجار ناهنجاری های روحی و روانی در تهران پس از جنگ اشاره می کند، بلکه نشان می دهد که رواج گفتمان افسردگی چه کارکردهایی برای مردم و حکومت داشته است. از این رو، برای احیای شهروندان، مثلا در دوره شهرداری آقای کرباسچی، شاهد تغییر فضای شهری تهران، از جمله رواج برنامه های شادی بخش و گسترش مراکز تفریحی و مراکز خرید و سینماها هستیم. اینها همه منجر به افزایش حضور زنان در فضاهای شهری شد. علاوه بر این، می توان به تغییرات جمعیت شناختی در دهه دوم انقلاب اشاره کرد که طی آن جمعیت جوان تر، تحصیلات زنان بیشتر و نرخ فرزندآوری کمتر شد و آگاهی به حقوق شهروندی نیز به تدریج افزایش یافت. زنانی که در اثر این تغییرات، برای تحصیل، کار و حتی مصرف وارد فضاهای عمومی می شدند خواست ها و نیازهایشان را مطرح می کردند. آنها مثلا خواستار افزایش سهم خود از وسایل حمل و نقل عمومی بودند. البته باید به این مسئله اشاره کرد که جنبش های زنان محدود به نسل های جدید یا زنان غیرمذهبی و ضدحکومت نبوده است و از همان اوایل انقلاب "خواهران انقلابی" نیز برای دریافت برخی حقوق خود (مثلا دسترسی به بزرگترین کتابخانه در قم) به مذاکره با حکومت می پرداختند. بنابراین، زنان در هر دهه از گفتمان مسلط استفاده کرده اند تا بخشی از شهر را دوباره بدست بیاورند. در دهه ی سوم پس از انقلاب، که شاهد رشد چشمگیر طبقه متوسط شهری در اثر سیاست های خصوصی سازی و بازار آزاد بوده ایم، می بینیم که زنان چطور گفتمان بازار را به سود خود به کار می گیرند. مثلا با شروع به کار سرویس های حمل و نقل خصوصی و گران تر (مثل BRT در تهران) زنان گاهی وارد بخش مردانه می شوند و خود را محق به نشستن بر صندلی خالی در بخش مردان می بییند. چرا؟ چون می گویند من هم پول داده ام که سوار این اتوبوس شوم. اگر صندلی خالی ای هست حق من است که بر آن بنشینم.


از دیگر عوامل بسترساز برای تحول در نوع سیاست گذاری در زمینه تفکیک جنسیتی می توان به تأثیرات بین المللی اشاره کرد. این تأثیرات تنها محدود به ارتباط حکومت با دول دیگر نبوده، بلکه شامل ارتباط با موسسات بین المللی مثل سازمان بهداشت جهانی، بانک جهانی، فیفا و غیره هم می شود. بسیاری از تحولاتی که در حوزه های اقتصادی صورت گرفت بدون کمک های بانک جهانی میسر نمی بود. این ارتباط ها بر چگونگی جهت گیری حکومت تاثیر داشته است. نکته دیگر آن که وقتی از تاثیرات بین المللی و جهانی سخن می گوییم منظور فقط دولت ها و نهادهای بین المللی هم نیستند. علاوه بر اینها، گفتمان های جهانی در رابطه با حقوق زنان، سلامت جسمانی و روانی، حق بر شهر و غیره، هم خواسته های زنان را شکل می دهند و هم نحوه برخورد حکومت را.


در پایان، این کتاب به یافتن راهکارهایی می پردازد که حکومت از طریق آن ها به رفع و رجوع بحرانی می پردازد که بر اثر تشویش در مرزهای جنسیتی به وجود آمده است. این راهکارها به سه دسته ی "برون سپاری"، "محلی سازی" و "کلان سازی" تقسیم می شوند. "برون سپاری" در مواردی مثل خصوصی سازی سیستم حمل و نقل عمومی رخ می دهد که در آن دولت با انتقال بحران به "بخش خصوصی" از زیر بار پاسخگویی در مورد "ناهنجاری های اخلاقی در اتوبوس ها" شانه خالی می کند. "محلی سازی" در مواردی مثل پارک های بانوان موضوعیت دارد که در آن ها دولت یک مسئله ی ملی مثل سلامت زنان را به سطح محله ها برده و با ایجاد فضاهایی برای ورزش کردن آنان به حل کردن مشکل می پردازد و مسئولیت آن را به نهادهای محلی، مثل شهرداری های، واگذار می کند. استراتژی "کلان سازی" به مواردی اشاره دارد که در آن ها، برعکس استراتژی قبلی، حکومت مسئله ای در سطح محلی، مثل ورود زنان به استادیوم آزادی، را تبدیل به یک مسئله ی ملی می کند و آن را با امنیت ملی گره می زند و به این ترتیب با "امنیتی کردن" مسئله پرداختن به آن را دشوار می کند. با شناخت این استراتژی ها و مکانیزم هایی که نظام سیاسی در دهه های اخیر با استفاده از آن ها به اعمال و مدیریت تفکیک جنسیتی در سطح کشور پرداخته است، کتاب "زنان در شهر" دریچه ای جدید به شناخت هویت حکومت جمهوری اسلامی و تحولات اجتماعی ناشی از آن در ایران می گشاید و به مخاطب خود مجموعه ای گسترده از روش های تعامل با نظام حاکم را معرفی می کند.


معرفی سخنران:

دکتر شاهرکنی استاد مطالعات جنسیت در دانشگاه اقتصادی لندن است. وی دکترای خود را در زمینه جامعه شناسی از دانشگاه کالیفرنیا در برکلی دریافت کرد. پیش از پیوستن به دانشگاه اقتصادی لندن، او در دانشگاه های سیراکیوز، لوند، هاروارد و بیروت نیز بعنوان محقق حضور داشته است. علایق پژوهشی نازنین شاهرکنی در فصل مشترک سیاست شناسی جنسیت، جغرافی فمنیسم، و قوم شناسی (اتنوگرافی) حکومت در ایران، خاورمیانه و غیره قرار دارد. او نگاهی نقادانه و روشی قوم شناسانه ارائه می کند برای مطالعه جنسیتی فضا و سپهر عمومی، بازسازی تفاوت های جنسیتی در فضاهای شهری، و زیربنای پیچیده ی جنسیتی در مدیریت شهری و نهادهای سیاسی.

88 views0 comments
bottom of page