افغانستان از نگاه یک پژوهشگر ایرانی

September 2018: Afghanistan through the Eyes of an Iranian, Ali Abdi (Yale University)


افغانستان از نگاه یک پژوهشگر ایرانی

علی عبدی


در جلسه ماه سپتامبر حلقه ایران در دانشگاه هاروارد از طريق اسكايپ میزبان على عبدى، دانشجوي دكتراي مردم شناسى در دانشگاه ييل بوديم و با او به مصاحبه ای در زمینه تجربیات شخصی او در کابل و افغانستان پرداختیم. على كه حدود دو سال و نيم است در شهر كابل سكونت دارد ما را همراه خود به افغانستان برد و از تجربه هاى جالب و قصه هايش از دو سال و نيم حضورش در افغانستان گفت. على از سال ٢٠١٥ به افغانستان رفت تا بر روی رساله دكترايش در مورد روابط و علاقه هاي هم جنس خواهانه در جامعه افغانستان  كار كند  و ابتدا به علت اشتراكات زباني و فرهنگي افغانستان را به عنوان كشور مورد مطالعه انتخاب كرد. او بعد از چند ماه علاقمند به افغانستان شد و زندگي را در این شهر ادامه داد.


على عبدى: كابل به من فرصت عشق ورزيدن مى دهد.

على از خاطرات بسيار جالبش از معاشرت با مردم افغانستان گفت و مردم افغانستان را مهمان نواز، شريف، و آدم هايي با دل هاي بزرگ توصيف كرد. هر چند تجربه اش را در برخورد با قشر صاحب منسک جامعه متفاوت دانست و اين گروه را طبقه اى توصيف كرد از بقيه جامعه جدا شده است و ارزش هاي قديمي جامعه افغانستان در بين آنها كمرنگ شده است. از نظر على عبدى اين آدم هاى معمولى جامعه افغانستان هستند كه اخلاق و سلامت اخلاقى را در اين جامعه هنوز زنده نگه داشته اند. 

علي همچنين به چالش هاى قوميتى در جامعه كنوني افغانستان پرداخت. تنش اصلى در افغانستان تنش قوميتى است. اكثريت جمعيت افغانستان را پشتون، تاجيك، و هزاره تشكيل مي دهند. بيشتر مهاجران افغانستانی که در ایران به دلیل ظاهری متمایز بعنوان "افغانی" شناخته می شوند از قوم هزاره هستند. از حدود ٢٨٠ سال پیش تا بحال به جز يك دوره كوتاه ٩ ماهه، هميشه پشتون ها بوده اند كه در افغانستان حكمرانى كرده اند. در نتیجه، مردم هزاره خصوصا در اواخر قرن ١٩ بسيار مورد ظلم واقع شده و به فرمان عبدالرحمان ٦٠٪؜ آنها نسل كشى شدند. مردم هزاره هنوز هم اين احساس تبعيض را دارند. هرچند بعد از سال ٢٠٠١ براى اولين بار از يك حقوق شهروندى، حداقل در متن قانون، برخوردار شدند. 

على همچنين نكات جالبى از تاريخ شهر كابل گفت. در دهه ٤٠ و ٥٠ (خورشيدي) كابل را شهر شعر و ادبيات و موسيقى مي خواندند. اما متاسفانه در دهه هاي ٧٠ و ٨٠ ميلادى بسيارى از زيرساخت هاي كابل (در اثر جنگ های داخلی مجاهدین علیه شوروی سابق) نابود شد و بسيارى از ساكنين افغانستان از آنجا مهاجرت كردند. در نتیجه ساختار جمعیتی کابل در طی دهه های اخیر تغییر زیادی کرده و بسيارى از ساكنين فعلى این شهر از مهاجرانى هستند كه در ايران و پاكستان و كشورهاى ديگر مهاجر بوده اند.

در رابطه با دیدگاه کنونی مردم کابل نسبت به طالبان، اشاره شد که با وجود اينكه ديد مردم نسبت به طالبان اكثرا منفى است و عموما کسی علاقمند به بازگشت آن ها به قدرت نیست، اما این احساس هم وجود دارد که کنار رفتن طالبان از قدرت از سال 2001 به بعد موجب افزایش و گسترش ناامنی در کشور شده است . بيشتر مردم از افغانستان دوران كرزى، به خاطر سرمايه گزارى هاي خارجى زيادى که در اوایل دوران بعد از حمله آمريكا در این کشور شد، نسبتا راضى بوده اند. هرچند، اين سرمايه گزارى ها بعد از سال ٢٠١٠ بسيار كمتر و متاسفانه فقر و عدم امنيت در جامعه افغانستانر بيشتر شده است. اكثريت جامعه افغانستان - به غير از قشر صاحب منسک آن كه بخشى از منافعشان در حضور امريكايى هاست  - از امريكا و دخالت هاى آنها در كشورشان راضی نیستند. همچنين می توان گفت که از پاكستان به خاطر حمايتش از طالبان و دخالت هاى این کشور همسایه در امور کشورشان ناراضی هستند. در مورد ايران، اين نگرانى تنها ترس از تهاجم فرهنگى، خصوصا از طرف پشتون ها، و از توفق زبان فارسى در جامعه افغانستان است.

در اين جلسه همچنين از چرايى عدم مراودات فرهنگى بين ايران و افغانستان صحبت شد. از ديدگاه على نويسندگان و شاعران افغانستانى از توليدات به زبان فارسى خيلى استفاده مى كنند اما اين تلاش ها از طرف روشنفكران ايران كمتر است و متاسفانه آنها تلاش كمترى براى شناخت همسايه شرقي شان، كشورى كه تركيبى از رسوم، سنن و فرهنگ دو امپراطورى ايران و هند است را دارند. على عبدی از موضوع پژوهشش در افغانستان درباره روابط و علاقه هاي هم جنس خواهانه در كابل نیز صحبت كرد. او با اقشار مختلف در اين زمينه مصاحبه مي كند، از جمله رقصنده هاى مرد در افغانستان، مردهايى كه كارگر جنسي هستند، افرادى كه با هويت جنسى هم جنس گرا خودشان را ميشناسند، ميزبان هاى محافل رقص و مشترىان كارگرهای جنسي، و نيز نوازنده هايى كه در اين محافل رقص مي نوازند. او همچنين از شرايط تراجنس ها در جامعه افغانستان (که معمولا با لفظ تحقیرآمیز "ایزک" از آن ها یاد می شود) گفت، كه متاسفانه يكى از آسيب پذير ترين افراد در جامعه هستند. او اشاره کرد که تحقيق در مورد روابط هم جنس خواهانه زنان در افغانستان بسيار مشكل تر است، به این دلیل که آن ها تا به حال تقریبا هیچ فضایی برای بروز خود پیدا نکرده اند. بعنوان مثال، در كابل تنها يك استخر براى زنان وجود دارد. 

على همچنين از زندگى روزمره در كابل گفت؛ از اعتماد كه به عنوان سرمايه اصلى اجتماعى متاسفانه صدمه خورده است و از نگرانى و اضطراب و حس عدم اعتماد كه بين مردم احساس مي شود. در كابل غير قابل پيش بينى بودن زندگي بيشتر از جاهاى ديگر به چشم مى آيد. هرچند، او از زیبایی های زندگی در کابل هم صحبت کرد و از همه حاضران دعوت کرد که به کابل رفته و مهمان خانه ی او باشند! او از گرمی رابطه اش با دوستان و هم محله ای ها گفت و اینکه چقدر زندگی در آنجا واقعی تر از زندگی در غرب بوده است. او از مرد بی خانه و کاشانه ای گفت که در یک شب سرد زمستان، پیشنهاد کمک تو را رد می کند، نامت را می پرسد و تو را به یک چای گرم دعوت می کند!

87 views0 comments