زندگی شهروندی زنان چه تاثیری بر دولت در ایران می‌گذارد؟

Updated: Jun 21

شیرین سعیدی،

مرکز مطالعات خاورمیانه، دانشگاه آرکانزا

Shirin Saeidi

Middle Eastern Studies and Political Sciences, University of Arkansas


در گفتگو با:

عطیه باباخانی

بخش جامعه شناسی و عدالت کیفری، دانشگاه دلاوِر

رسا غفاری

بخش جامعه شناسی و پژوهش های اجتماعی، دانشگاه میلانو-بیکوکا


28 می، 7 خرداد، ساعت 9:30 شب به وقت ایران

چکیده:

در این جلسه میزبان شیرین سعیدی، استاد علوم سیاسی و مدیر مرکز مطالعات خاورمیانه در دانشگاه آرکانزا، بودیم که به مرور کتاب تازه انتشار یافته خود "زنان و جمهوری اسلامی" و بحث درباره آن پرداخت. این کتاب اشکالی از زندگی شهروندی در ایران را معرفی می کند که بصورت هایی نامتعارف بر حکومت اثر می گذارند. رسا غفاری و عطیه باباخانی به نقد و بحث با او در این رابطه پرداختند که در گزارش جلسه مورد پوشش قرار گرفته است. در ادامه چکیده ای از این کتاب ارائه می شود:


کتاب "زنان و جمهوری اسلامی"، با اتکا بر مصاحبه های گسترده، تاریخ شفاهی و منابع آرشیوی، تئوری های مردمحور در رابطه با دولت سازی در ایران پس از انقلاب را به چالش می کشد. شیرین سعیدی نشان می دهد که علیرغم ساختارهای غیردموکراتیک جمهوری اسلامی، چندین شکل مختلف از زندگی شهروندی در ایران پس از انقلاب بوجود آمده اند. این یافته فرمول " دوگانه ی دموکراسی-استبداد" را که نه تنها در مطالعات ایران، بلکه بطور کلی بر طبقه بندی حکومت ها در علوم سیاسی نیز غالب بوده است، متزلزل می کند. چنانکه زنان معمولی ایرانی با رژیم جنسیت زده شهروندیِ حکومت در ایران مذاکره می کنند و درگیر می شوند، جمهوری اسلامی وادار به تحولاتِ غالباً ناخواسته در رژیم شهروندی خود می شود. این کتاب نشان می دهد که چگونه زنان حقوق، مسئولیت ها و موقعیت خود را در طی زندگی روزمره بازسازی کرده، تا فرآیند حکومت سازی در ایران را تحت تأثیر قرار داده و مقاومت روزمره خود نسبت به این فرآیند را نشان دهند.


گزارش:

دکتر شیرین سعیدی با معرفی کوتاهی از خود جلسه را آغاز نمود. او از یک خانواده خوزستانی و بختیاری و از هفت سالگی ساکن آمریکا بوده‌ است. شیرین خاطر نشان کرد که جنگ ایران و عراق و دستگیری‌های گروه‌های چپ در دهه شصت تاثیر بسزایی در زندگی او و خانواده اش داشته و به همین دلیل نگارش کتاب "زنان و جمهوری اسلامی" برای او اهمیت ویژه‌ای یافته است.


تفکر سیاسی شیرین در دهه 1990 میلادی در میان ایرانیان اکثرا مسلمان منطقه ویرجینیای شمالی و واشنگتن دی سی و همچنین تحت تاثیر واقعه یازده سپتامبر 2001 میلادی شکل گرفت. دکتر سعیدی از همان دوران، چهره‌ای که از یک زن مسلمان و یک زن ایرانی در غرب نشان داده می‌شد را منطبق با واقعیتی که از خود و اطرافیانشان می‌شناخت نمی‌دانست. او همچنین با سیاست‌های خارجی آمریکا در رابطه با ایران مخالف شدیدی داشت. زندگی شخصی و فضای سیاسی که شیرین در آن به تحصیل می‌پرداخت باعث علاقه‌مندی او به مسائل زنان و وقایع دهه شصت هجری شمسی شد. این انگیزه پس از مطالعات بسیار و در طی تحصیل در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری در رشته علوم سیاسی عمیق‌تر شد. در همین دوران او مشاهده کرد که در علوم سیاسی، کار بر روی مسائل خاورمیانه اندک، بیش از حد ساختار-محور و متمرکز بر جغرافیای سیاسی منطقه و گسسته از مردم است. بنابراین، برای جبران این کمبود و با هدف ریشه‌یابی و رسیدگی به نیازهای اقشار مختلف ایران، تمرکز این کتاب را بر بیان تجربیات مردم و ارتباط آن با سیاست گذاشت. بنابراین، دکتر سعیدی این کتاب را با تکیه بر دانش اندوخته شده در طی سفرهایش به ایران و در ارتباط با ایرانیان ساکن آمریکا تدوین نمود. او تاکید کرد که این کتاب نباید تنها صدای زنان ایرانی تلقی شود، بلکه این تحقیق در طبقه بندی تحقیقات دیاسپورا (ایرانیان خارج از کشور) قرار می‌گیرد.


فصل اول این کتاب به توضیح روش تحقیق و جایگاه نویسنده در ارتباط با این موضوع می پردازد. مصاحبه‌های این کتاب با بانوان ایرانی ساکن اروپا که در زمان سکونتشان در ایران «چپ» رده بندی شده بودند آغاز شد. در این کتاب، نقل قول از خاطرات منتشر شده زنان مختلف، به دلیل حصول اطمینان از درک درست پیام و برای حفظ حرمت و ارزش تجربیاتشان، همواره با مصاحبه با نویسنده خاطرات همراه است. همچنین، دکتر سعیدی پس از اتمام رساله دکتری برای مدتی به ایران بازگشت تا از نزدیک با فضای جامعه ایران آشنا شود. در انجام تحقیقات میدانی، علاوه بر رعایت اخلاق در روش تحقیق، ایشان بر روش‌های تحقیق جدید و خارج از چارچوب تاکید می ورزند.


فصل دوم کتاب نقدی است بر تعداد زیادی از کارهای فمینیستی در مورد زنان ایران. به عبارتی، اراِئه نقش مبارزاتی زنان در ایران در قالب یک روند یکنواخت و مستقیم از زمان قاجار تا به حال، از دید دکتر سعیدی روشی صحیح نیست. در واقع به این صورت نیست که هر عکس‌العملی که زنان جامعه ایران نشان می‌دهند در نتیجه و به علت فعالیت‌های زنان گذشته باشد، بلکه مقتضیات و شرایط خاصی که هر گروه تجربه می‌کند می‌تواند در توضیح عکس‌العمل آن ها مفیدتر باشد. به عبارت دیگر، نقش خاطره در کنشگری بسیار کمرنگ‌‌تر از آن است که در این دسته از تحقیقات ارائه می شود.


فصل سوم کتاب به بررسی نوشته‌های دکتر بهروز قمری تبریزی در مورد اندیشه میشل فوکو و دهه شصت ایران می‌پردازد. در این فصل، نگاه عام در مورد سیاسیون و جریان‌های چپ دهه شصت، که آن ها را خشن و آماده مرگ می‌داند، به چالش کشیده می‌شود و بر این نگاه تاکید می شود که تمایل بر یک زندگی آبرومندانه و با عزت، انگیزه مبارزاتی آن‌ها بوده است. کنشگری و خط شکنی معنوی (spiritual act of citizenship) اصطلاحی است که در این فصل از آن استفاده می‌شود و اشاره دارد به تمایل به مراقبت و نگهداری از دیگران و تاثیر آن در به میدان آمدن زنان در این دوره.


فصل چهارم کتاب به تشریح مفهوم شهروندی ورای فعالیت‌هایی مانند رای دادن و فعالیت‌های اجتماعی می‌پردازد. جنبه دیگر شهروندی خط شکنی معنوی است که در آن افراد در مقابل ممنوعیت‌های قانونی و ارزشی قشر حاکم می ایستند و فضای جامعه را باز می‌کنند. زنان در ایران مسئول بسیاری از چنین خط شکنی‌ها هم در فضای جامعه و هم در فضای خانه هستند. این در حالی است که اعتبار کافی در این رابطه به زنان داده نشده است. این فصل نشان‌ می‌دهد که بسیاری از این کنشگری‌ها به دنبال یک دغدغه حقوقی نبود بلکه هدف‌های اخلاقی انگیزه آن‌ها بود و زنان تلاش می‌کردند که با حضور خود مردم را در کنار یکدیگر نگه دارند. همچنین این فصل به این می پردازد که فمینیسم و ملت گرایی لزوما در تضاد با یکدیگر نیستند.


فصل پنجم و ششم به جنگ ایران و عراق می پردازد. در این فصل‌ها در مورد گروه‌های فعال در جنگ و گروه‌های طرفدار حکومت هم صحبت می‌شود. به عنوان مثال در فصل پنجم، در مورد این که چگونه همسران و دختران شهدا با استفاده از جایگاه اجتماعی خود سعی در کمک به دیگران به خصوص خانم‌ها دارند بحث می‌شود. فصل ششم نیز به بررسی سازمان‌های فرهنگی حکومتی پس از وقایع سال 1388 هجری شمسی در دولت احمدی نژاد می‌پردازد. این فصل به روایت داستان زنانی می‌پردازد که با هدف مقابله با فمینیسم وارد این گونه سازمان‌ها شده بودند اما پس از ورود و با مشاهده خشونت های موجود، خود به نوعی فمینیست شدند. این فصل به این واقعیت نیز اشاره می کند که الزاما تمام کنشگری‌های شهروندی در راستای هدف‌های دموکراتیک نیستند. همچنین، این تصور وجود دارد که کنشگری شهروندی یک جریان مداوم است. این در حالی است که مردم بطور مداوم در این حالت نمی‌مانند. در ایران در طی چهل سال گذشته این فرصت وجود داشت که با کنشگری شهروندی و با همکاری ساختار موجود، فضا باز شود و جامعه‌ای قدرتمند ساخته شود. ولی این امر حاصل نشده است که می‌تواند عواقب ناگواری برای ایران داشته باشد، با توجه به این که اکثر کشورهای غربی از طریق تحریم ها و ابزارهای مشابه علیه ایران ایستاده اند.


در ادامه شیرین به گفتگو با عطیه باباخانی و رسا غفاری پرداخت. عطیه، پس از شرح دریافت خود از این کتاب و بیان مثال هایی از شیوه جدید نگرش کتاب به زندگی اجتماعی زنان در ایران پس از انقلاب، بخصوص در دوران جنگ با عراق، در این زمینه سوالی مطرح کرد. سوال عطیه در رابطه با شکلی از عاملیت زنان ایرانی بود که شیرین در این کتاب ارائه کرده است. با توجه به اینکه این کتاب حضور زنان در جبهه های جنگ، بخصوص در نقش پرستار و تدارکاتچی، را نوعی از ورود زنان به زندگی اجتماعی و بازیابی عاملیت معرفی می کند، عطیه پرسید که آیا چنین حضوری واقعاً کلیشه های جنسیتی را دچار چالش می کند، با توجه به اینکه همچنان زن در نقش سنتی خود عموماً در قالب پرستار حضور داشته است؟ در پاسخ، شیرین اذعان داشت که این کتاب بطور کلی در یک قالب heteronormative (به معنای سنتی خانواده محور) نوشته شده که جامعه ایران همچنان در آن سطح نگه داشته شده است. از این دیدگاه، فعالیت های زنان برای کسب عاملیت بیشتر در سطح اجتماعی در همین سطح محدود مورد بررسی قرار گرفته است. در حالی که در یک سطح جهانی که روایت های heteronormative از زندگی اجتماعی مورد نقد قرار گرفته، می توان بحث کرد که آنچه در قالب رژیم بعد از انقلاب برای زنان ممکن بوده بسیار محدودتر از چیزی ست که زنان، و بطور کلی جوامع، در سطح جهانی کسب کرده اند.


رسا، همچنین، با قدردانی از محتوای مفید کتاب که دربرگیرنده تلاش چندین ساله دکتر سعیدی برای تحقیق میدانی در ایران و جمع آوری اطلاعات جالب و مفید است، به اهمیت زبان، ارتباط نزدیک با جامعه مورد مطالعه، و ارائه و بحث درباره پژوهش ها به زبان فارسی اشاره کرد. شیرین هم با توجه به تجربه های شخصی خود در ایران و تدریس در دانشگاه تهران اهمیت این موضوع را تصدیق و بیان کرد که پژوهشگران ایرانی در خارج از ایران باید به این مسئله توجه داشته و از ارتباط نزدیک با ایران و انجام تحقیقات میدانی در آنجا و صحبت درباره آن به زبان فارسی ترسی نداشته باشند. علاوه بر این، شیرین به اهمیت نگه داشتن احساسات شخصی (مثل خشم، عشق یا نفرت نسبت به ساختارهای سیاسی و اجتماعی موجود) در خود و استفاده از این انرژی برای انجام کارهای سازنده اشاره کرد. او معتقد است که یک پژوهشگر باید در انتخاب پروژه های خود باید به این موضوع توجه داشته باشد که آیا موضوعی که بر روی آن کار می کند ربطی به او و دغدغه هایش دارد یا نه، تا بتواند در بلندمدت انرژی و تمرکز خود را بر روی چنین پروژه ای حفظ کرده و نتایج مفیدی بدست بیاورد.


برای جزییات بیشتر، لطفاً از ویدیوی برنامه استفاده کرده و به نسخه اصلی کتاب مراجعه کنید.


معرفی: شیرین سعیدی استادیار علوم سیاسی و مدیر مرکز مطالعات خاورمیانه در دانشگاه آرکانزا ست. او کارشناسی خود در زمینه دولت و سیاست را از دانشگاه مریلند آمریکا در کالج-پارک و دکترای خود را در سیاست و مطالعات بین الملل از دانشگاه کمبریج در انگلیس کسب کرد. او مقالات و فصل های متعددی در ژورنال های جنسیت و تاریخ، مطالعات شهروندی، ژورنال بین المللی مطالعات خاورمیانه و غیره منتشر کرده است. کتاب "زنان و جمهوری اسلامی: چگونه شهروندیِ جنسیت-زده بر دولت در ایران اثر می گذارد" آخرین اثر منتشر شده از دکتر سعیدی در انتشارات دانشگاه کمبریج است. او همچنین اخیراً بر گسترش جهانی حزب الله و تأثیر این فرآیند بر سلسله مراتب بین المللی مطالعه می کند.


عطیه باباخانی کاندیدای دکترا در بخش جامعه شناسی و عدالت کیفری در دانشگاه دلاوِر است. تحقیقات او متمرکز بر کارهای روزمره وکلا در ایران و روش عملکرد آنها در زمینه تبعیض جنسیتی در قالب قانون خانواده در ایران است. عطیه همچنین در زمینه نقش حکومت در کنترل بدن زن، مصادره گفتمان حقوق زنان توسط حکومت و تجربیات نجات یافتگان خشونت خانگی در دادگاه های کیفری و مراکز پلیس هم پژوهش کرده است. کارهای او در ژورنال خشونت علیه زنان مورد پوشش ویژه قرار گرفت. عطیه پیش از این در ایران بعنوان وکیل مدافع زنان در نزاع های خانوادگی مثل طلاق، خشونت خانگی، سرپرستی و غیره کار کرده است. او در حال حاضر در دانشگاه دلاوِر به تدریس جامعه شناسی حقوقی در سطح کارشناسی مشغول است.


رسا غفاری دارای مدرک کارشناسی ارشد در مطالعات آسیا و آفریقا و دکترا در زمینه جامعه شناسی کاربردی و روش شناسی پژوهش های اجتماعی ست. پژوهش های او بر جلوه های بین نسلیِ نقش های جنسیتی، و تمایلات جنسی و روابط خانوادگی در ایران متمرکز است، که در آنجا به مطالعات میدانی گسترده ای نیز پرداخته است. او در حال حاضر در دانشگاه میلانو-بیکوکا در میلانِ ایتالیا بعنوان استاد جامعه شناسی خانواده مشغول به کار است. پژوهش های او در ژورنال های مردم شناسی خاورمیانه، مشارکت و مشاجره، و هنرهای عمومی منتشر شده است.


مرجع:

Women and the Islamic Republic, How Gendered Citizenship Conditions the Iranian State; Shirin Saeidi, Cambridge University Press, 2022, https://doi.org/10.1017/9781009026574




26 views0 comments