مردان، مردانگی، و آشپزی خانگی

مردان، مردانگی، و آشپزی خانگی

در دیاسپورای ایرانی


امیر صیادعبدی

دانشکده مطالعات اجتماعی و فرهنگی، دانشگاه ویکتوریای ولینگتون، نیوزیلند


چکیده:

رابطه‌ی غذا و جنسیت چیست؟ رابطه‌ی آشپزی و جنسیت چطور؟ چرا آشپزی خانگی کاری "زنانه" تلقی می‌شود؟ مردان در آشپزی خانه چقدر و چگونه کمک می‌کنند؟ آیا پس از مهاجرت، تغییری در میزان و نحوه‌ی مشارکت مردان ایجاد می‌شود؟ چه عواملی بر این تغییر(ات) اثرگذار هستند؟ آیا ساختارها، ارزشها، و هنجارهای نسبتا برابر جنسیتی در جامعه‌ی "مهمان"، به برابر شدن هنجارها و ارزشهای جنسیتی در آشپزخانه‌ی خانه‌ی مهاجران ایرانی نیز منجر می‌شود؟ آیا پارامترهای "مردانگی غربی" به تغییر پارامترهای "مردانگی ایرانی" می‌انجامد؟ نمود این تغییر(ات) در آشپزی و آشپزخانه‌ (که به ترتیب کار و فضایی "زنانه" هستند) چیست؟ در این برنامه، امیر صیادعبدی با استناد به اتنوگرافی گسترده‌ای که در دیاسپورای ایرانیان زلاندنو (نیوزیلند) به انجام رسانده است، تلاش می‌کند تا به این سوالات پاسخ دهد.


ویدیوی کامل جلسه:


گزارش:

این سمینار بخشی از یک تحقیق بزرگتر در بررسی رابطه غذا و هویت بین ایرانیان مقیم نیوزیلند است. به طور خاص، این تحقیق به بررسی نقش غذا در شکل‌دهی و بازسازی هویت ملی و جنسیتی پس از مهاجرت؛ مقابله و مواجهه با پیش‌داوری های نژادی، نژادپرستی و اسلام هراسی رایج در جامعه «میزبان»، ایجاد حس تعلق خاطر در جامعه جدید و «اختراع سنت» و بازآفرینی آداب و رسوم پس از مهاجرت می پردازد. به عنوان مثال، تغییر آداب و عادات غذایی قبل و بعد از مهاجرت مورد مقایسه قرار می‌گیرد. این تحقیق هم غذاهای مورد استفاده روزانه را مورد بررسی قرار می‌دهد و هم غذاهای مراسم و آیین ها را، و تلاش می‌کند سوال هایی از این قبیل که "آیا مهاجرت از کشوری با نظام و ارزش‌های «مردسالارانه» به کشوری با نظام و ارزش‌های متفاوت تغییری در نقش‌ها و انتظارات جنسیتی خانواده‌های ایرانی داشته است" را جواب دهد.


این سمینار به بررسی رابطه مردان ایرانی در خارج از کشور با آشپزی خانگی می‌پردازد. روش تحقیق، اتنوگرافی (مردم نگاری) شامل مشاهده همراه با مشارکت (participant observation)، مصاحبه‌های نیمه ساختار یافته با هفتاد و هشت ایرانی (semi-structured interviews) و مصاحبه های مکالمه ای با چهل ایرانی (conversational interviews) است.


تحقیقات و پژوهشهای انجام شده در زمینه مهاجرت نشان داده است که در مهاجرت‌های جنوب به شمال، شرق به غرب، یا به طور کلی از جوامع کمتر توسعه یافته به جوامع بیشتر توسعه یافته، جایگاه اجتماعی و مالی مردان نسبت به زنان عموما تنزل پیدا می کند. در مواردی هم مردان قادر به یافتن شغل در جامعه میزبان نیستند و متعاقبا به ایفا کردن نقش خانه‌داری می‌پردازند. از آن جایی که خانه‌داری به طور سنتی و تاریخی در بسیاری از جوامع نقشی «زنانه» محسوب شده و میشود، مشارکت در این امر مردانگی مرد مهاجر را مورد تهدید قرار می‌دهد و به تبع آن مردان دچار یک نوع «بحران مردانگی» می‌شوند. یکی از اصلی‌ترین وظایف خانه‌داری آشپزی است که در طول تاریخ کاری زنانه تلقی شده و همچنان نیز می‌شود. در پاسخ به این موقعیت، مردان مهاجر استراتژی‌هایی را به کار می‌گیرند که کار «زنانه شان» کمتر زنانه یا حتی مردانه به نظر برسد (رجوع کنید به منابع در انتهای این گزارش).


در بافتار اجتماعی و فرهنگی و عرفی ایران (مانند بسیاری دیگر از جوامع)، آشپزی به طور سنتی و تاریخی «کار» زن به شمار رفته و به طبع آن کار «غیرمردانه» تلقی شده است. پس از انقلاب ۵۷ بسیاری از این عرف‌ها حتی به ایدئولوژی حکومتی تبدیل شد و نقش «اصلی» زن بیش از پیش به عنوان همسر و مادر مورد تاکید قرار گرفت و خانه‌داری وفرزندداری زن با جهاد معادل سازی شد. البته، در سه دهه اخیر، این ساختارها و حد و مرزها، در طی جنگ ایران و عراق و اصلاحات دوران خاتمی، تا حدودی تغییر کرده است، اما با این وجود، کارِ خانه در نظام جنسیتی و عرفی در ایران همچنان وظیفه و مسئولیت زن به شمار می‌رود و زنان عمده وظایف خانه (از جمله آشپزی) را به دوش می‌کشند و مشارکت مردان در این امور همچنان جزئی و نادر است. صیادعبدی در این سمینار با استناد به مصاحبه‌هایی که با زوجین انجام داده می‌پرسد که چه اتفاقی می‌افتد وقتی مردی از جامعه ای با مرزهای جنسیتی پررنگ به جامعه ای مهاجرت می کند که مرزهای تفکیک جنسیتی کمرنگ‌تری دارد؟ به بیانی دیگر، آیا مهاجرت به جامعه‌ای با مرزهای جنسیتی کمرنگ‌تر، میزان مشارکت مردان در امور خانه و بخصوص آشپزی را تحت تاثیر قرار می‌دهد یا خیر؟


صیادعبدی به "تله"ای اشاره میکند که مطالعات مردان و مردانگی (men and masculinity studies) اغلب در آن می‌افتد و آن فاکتور نکردن دیدگاه زنان درباره‌ی رفتار و گفتار مردان است. از این رو با در کنار هم قرار دادن مصاحبه‌های مردان و زنان سعی در آن دارد که نشان دهد که چطور یک معیار مقایسه‎‌ای به ما کمک می‌کند تا بتوانیم با عمق بیشتری به چنین مسائل پیچیده ای نگاه کنیم.

در این مصاحبه‌ها (که خلاصه‌ای از آنها را در ویدیوی این سمینار مشاهده می‌کنید)، صیادعبدی نشان می‌دهد که ساختارهای مردسالارانه یا مردانگی هژمونیک چطور در صحبتهای مردان در رابطه با آشپزی مشهود است. همچنین او نشان می دهد که با وجود ابراز تمایل برای مشارکت در آشپزی پس از مهاجرت، کمتر مشارکتی از سوی مردان صورت می‌گیرد. صیادعبدی در تحلیل این مصاحبه‌ها به پیش‌فرضی اشاره می‌کند که مرد غربی درباره مرد خاورمیانه‌ای دارد؛ پیش‌فرضی که مرد ایرانی نه تنها به آن آگاه است، بلکه آن را به صورت ضمنی تایید هم می‌کند. صیادعبدی همچنین "تبصره"های مشارکت مردان در کارهای خانه را مورد بحث و بررسی قرار می‌دهد.


در ادامه، صیادعبدی مصاحبه‌های زن‌ها را در کنار مصاحبه‌های مردان قرار می‌دهد و می گوید که علیرغم اینکه زنانِ مطالعه اذعان داشتند که مردان نسبت به قبل از مهاجرت ذهنشان «بازتر» شده است و ابراز برابری جنسیتی از طرف ایشان بیشتر شده است، بسیاری از حرف ها و رفتارهای آنان مشروط به شرایطی که در آن قرار می‌گیرند است، و به قولی بسته به شرایط «کانال عوض می‌کنند.» برخی از زنان فراتر رفتند و اذعان داشتند که مردان همچنان مقاومت‌ها و ارزش‌های مردسالارانه ای که در ایران داشتند را با خود دارند. صحبتهای زنان این الگو را آشکار می کند که میزان و نحوه مشارکت مردان در آشپزی به شدت بستگی دارد که آشپزی برای چه مخاطبی انجام می‌شود. به این معنی که ایده برابری جنسیتی در مواقع خاصی به واقعیت منجر می شود. به عنوان مثال، وقتی که آشپزی تنها محدود به «در حضور» همکاران غربی (سفید) می شود و یا غذاهایی خاص مثل کباب پخته می‌شود که کاری مردانه تلقی می شود و در صورت عدم مشاهده این مهارت، مردان یکدیگر را مورد نکوهش قرار می‌دهند و به آن‌ها خصوصیت زنانه نسبت می‌دهند.


برای پاسخ به این موارد، صیادعبدی به بررسی دیدگاه پیر بوردیو، جامعه شناس فرانسوی، می پردازد. بوردیو از مفهومی به نام «هبیتوس» صحبت می‌کند که در فارسی ترجمه‌های مختلفی از جمله «عادت‌واره» یا «ریختار» یا «ملکه» (ملکه ذهن) برای آن آورده شده است. به صورت خلاصه، هبیتوس یک ساختار ذهنی است که در گذشته شکل گرفته و منجر به شکل‌دهی ساختارها در حال و آینده می‌شود. هبیتوس به عبارتی در برگیرنده تاریخ زندگی ماست و رابطه‌ای نامحسوس با عرصه اجتماعی و انواع سرمایه‌های موجود (مالی، اجتماعی، فرهنگی، نمادین) دارد. طبق نظر بوردیو، تا زمانی که عرصه اجتماعی ما با هبیتوسی که در آن قرار داریم هماهنگی و همخوانی داشته باشد و ما سرمایه‌های لازم برای آن عرصه را در اختیار داشته باشیم، می‌توانیم در عرصه اجتماعی "موفق" باشیم. هبیتوس پویاست، به صورتی که در برابر تغییرات «معمول» با عرصه خود به تدریج هماهنگ می‌شود. به عنوان مثال، در گذار از فضای دانش آموزی به دانشجویی، هبیتوس رفته رفته خود را با عرصه جدید هماهنگ می‌کند. در این شرایط، همگون شدن با شرایط جدید نه تنها خیلی سخت نیست، بلکه مورد انتظار است، زیرا چنین تغییراتی قابل پیش‌بینی و تدریجی هستند. اما هبیتوس در برابر تغییرات «رادیکال» دچار «هیسترزیس» می‌شود و «ترک» می‌خورد. به عنوان مثال مهاجرت از تهران به شهر بزرگ دیگری در ایران، تغییر بزرگی محسوب نمی‌شود و بدون تلاش زیاد هبیتوس با عرصه اجتماعی همگون می شود. اما مهاجرت به شهری مانند توکیو از آن جایی که همه چیز از زندگی روزمره گرفته تا ساختارهای اجتماعی متفاوت است، تغییر بزرگ محسوب می شود و این باعث به وجود آمدن ترک یا به عبارتی تضادهای درونی می‌شود.


صیادعبدی با تعمیم این مفهوم به موضوع مهاجرت، مهاجرت سوژه‌ی غیرسفید (علی‌الخصوص مرد "مسلمان") به کشوری با اکثریت سفیدپوست (و به تبع آن سفیدبرترپنداری در بطن جامعه) را از این دید بررسی می کند. او از شهرام خسروی، انسان شناس و استاد دانشگاه استکهلم، نام می‌برد که مطالعات متعددی را در این باب داشته است. خسروی معتقد است که نگاه تبعیض آمیز غرب همان طور مرد ایرانی را به حاشیه می‌برد که نگاه مردسالارانهء جامعه ایرانی زن را. مردها در این حالت دچار displaced masculinity یا مردانگی گم‌شده می شوند. بنابراین هبیتوس مردان در جامعه جدید با مشاهده رفته‌رفته یاد می‌گیرد که چطور برای احساس تعلق خاطر پیدا کردن و پذیرفته شدن «همرنگ جماعت شود.» مرد ایرانی نیز در این مسیر، به گونه‌ای hybrid یا دوگانه، برای هماهنگ شدن در جامعه جدید و جامعه دیاسپوریایی خود (و به تبع آن برای بقای اجتماعی) از آشپزی استفاده می‌کند. به مرور زمان این آگاهی یا alert بودن در شرایط جدید جزئی از هبیتوس یک مهاجر می شود یا به بیان ساده تر خودآگاهی مهاجر جزیی از ناخودآگاه او می‌شود.


منابع:


Counihan, C. M. (1999). The Anthropology of Food and Body: Gender, Meaning, and Power. Routledge.

DeVault, M. L. (1994). Feeding the Family: The Social Organization of Caring as Gendered Work. University of Chicago Press.

Gough, B. (2006). Try to be healthy, but don’t forgo your masculinity: Deconstructing men's health discourse in the media. Social Science & Medicine, 63(9), 2476-2488.

Gough, B. (2007). ‘Real men don’t diet’: An analysis of contemporary newspaper representations of men, food and health. Social Science & Medicine, 64(2), 326-337.

Gvion, L. (2011). Cooking, food, and masculinity: Palestinian men in Israeli society. Men and Masculinities, 14(4), 408-429.

Hollows, J. (2002). The bachelor dinner: Masculinity, class and cooking in Playboy, 1953-1961. Continuum: Journal of Media & Cultural Studies, 16(2), 143-155.

Hollows, J. (2003). Oliver's twist: Leisure, labour and domestic masculinity in The Naked Chef. International journal of cultural studies, 6(2), 229-248.

Inness, S. A., & Inness, S. A. (Eds.). (2001). Kitchen Culture in America: Popular Representations of Food, Gender, and Race. University of Pennsylvania Press.

Lupton, D. (1996). Food, the Body and the Self. Sage.

Meah, A. (2014). Reconceptualizing power and gendered subjectivities in domestic cooking spaces. Progress in Human Geography, 38(5), 671-690.

Meah, A., & Jackson, P. (2013). Crowded kitchens: the ‘democratisation’ of domesticity?. Gender, Place & Culture, 20(5), 578-596.

Mechling, J. (2005). Boy Scouts and the manly art of cooking. Food and Foodways, 13(1-2), 67-89.

Neuhaus, J. (2012). Manly Meals and Mom's Home Cooking: Cookbooks and Gender in Modern America. JHU Press.

Neuman, N. (2018). An imagined culinary community: stories of morality and masculinity in “Sweden–the new culinary nation”. Scandinavian Journal of Hospitality and Tourism, 18(2), 149-162.

Neuman, N., Gottzén, L., & Fjellström, C. (2017). Masculinity and the sociality of cooking in men’s everyday lives. The Sociological Review, 65(4), 816-831.

Neuman, N., Gottzén, L., & Fjellström, C. (2017). Narratives of progress: cooking and gender equality among Swedish men. Journal of Gender Studies, 26(2), 151-163.

Sobal, J. (2005). Men, meat, and marriage: Models of masculinity. Food and Foodways, 13(1-2), 135-158.

Szabo, M. (2014). Men nurturing through food: Challenging gender dichotomies around domestic cooking. Journal of Gender Studies, 23(1), 18-31.

Wandel, M., & Roos, G. (2005). Work, food and physical activity. A qualitative study of coping strategies among men in three occupations. Appetite, 44(1), 93-102.

Wardrop, J. (2009). Notes from a tense field: threatened masculinities in South Africa. Social Identities, 15(1), 113-130.


معرفی سخنران:

امیر صیادعبدی استادیار انسان شناسی در دانشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی دانشگاه ولینگتون در نیوزیلند است. علاقه پژوهشی امیر بطور عمده انسان شناسی غذا و محل تلاقی آن با مطالعات جنسیت، مهاجرت، نژاد، قومیت و ملیت است.

در مطالعات دکترای خود، امیر به رابطه غذا و هویت در دیاسپورای ایرانی نیوزیلند پرداخت و نشان داد که چگونه غذا و رسومات مربوط به غذا می تواند توسط مهاجران به منظور عملکردی موثر و نوآورانه در زندگی اجتماعی-فرهنگی مهاجرانه مورد استفاده قرار بگیرد.

https://people.wgtn.ac.nz/amir.sayadabdi

47 views0 comments