top of page

روانکاوی بازنمایی زن

Updated: Dec 30, 2022

July 2018

Psychoanalysis of Women's Representation (based on a few films of the Iranian Cinema),

Mahrou Zhaf (Boston Graduate School of Psychoanalysis)

روانکاوی بازنمایی زن

بر اساس برخی از آثار سینمای ایران

مه رو ژَف

در این جلسه با حضور مه رو ژَف به تحلیل روانکاوانه جنسیت و شیوه ی بازنمایی زن بر اساس برخی از آثار مطرح در سینمای ایران پرداخته شد. این بحث به نقد و بررسی شیوه نگرش به جنسیت در جامعه ایران و تصویری که از زن و مرد در آثار هنری هنرمندان مختلف ارائه می شود اختصاص داشت. در ادامه خلاصه ای از مباحثی که توسط مه رو ژف (دانش آموخته روانکاوی از دانشسرای عالی روانکاوی بوستون) در این باره مطرح شد آمده است.

امروزه گفتمان فمينيستي نقش الهام بخشي را در تشويق زنان در جهت ابراز مطالبات، آگاهي بخشي پيرامون مسائل و مشكلات، و استفاده از کالاهای فرهنگی و فرصت های اجتماعی براي بيان تبعيض جنسيتي ايفا مي كند. از سوي ديگر، تحليل روانكاوانه مطالب عميقي را در راستاي تعريف ناخودآگاه و قدرت، مكانيزم هاي دفاعي روان و رفتارهای مبتني بر الگوهای ناخودآگاه ارائه كرده، كه ممكن است با گفتمان رایج فمینیستی در تضاد باشد. هر چند، از زاویه ای دیگر، روانکاوی در پیشبرد ودرک مفاهیم جنسیت و روابط جنسی خدمت شایانی به مطالعات جنسیت و فمنیسم کرده است.


از آنجا كه تعامل ناخودآگاه فرد با ساختار قدرت موضوع مهم و قابل تاملی در جوامع مختلف و از جمله ايران است، تلاش خواهيم كرد ساختار این تعامل را با بررسي فيلمهاي سينمايي اي كه در مورد زنان ايراني ساخته شده اند، به نقد و بررسي بگذاريم. غالباً، قدرت تاثير گذاري برخی از اين كارگردانان چه در فرهنگ داخلي و چه در بازنمايي اين فرهنگ در جشنواره هاي خارجي، با فرياد كردن مسايل و مشكلات زنان، به عنوان قرباني در جامعه مردسالار، موفق بوده است. هرچند، تحليل روانكاوانه با استفاده از تضاد ميان خودآگاه و ناخودآگاه، گفتمان سياه-سفيد و قرباني-جاني كه در آثار اكثر اين هنرمندان مشاهده مي شود را مورد انتقاد قرار مي دهد و تأكيد مي نمايد كه فضايي خاكستري و مبتني بر ديناميك رواني ميان زن و مرد حاكم است، كه سبب مي شود آنها وراي دوگانگي و در نقشهاي مختلف با يكديگر در تعامل قرار گيرند.


مه رو بر اساس تئوری های عاملیت (Agency) و فاعلیت (Subjectivity) به بررسی روانکاوانه آثار چند کارگردان مطرح ایرانی که در دهه های گذشته در مورد زن ایرانی فیلم ساخته اند پرداخت. در ابتدا به چند فیلم از آثار بهرام بیضایی از جمله مرگ یزدگرد، سگ کشی، باشو غریبه کوچک و مسافران پرداخته شد. در اکثر این آثار زن بهرام بیضایی زنی قدرتمند و صاحبت عاملیت نمایش داده میشود. این زن معمولا در جایگاهی بسیار بالا قرار می گیرد و قابلیت مدیریت کردن پیچیده ترین مشکلات را دارد، یا اگر در شرایط سختی و رنج قرار می گیرد شجاعانه به دنبال گرفتن حق خود می رود و تا گرفتن آن از پا نمی نشیند. با توجه به اینکه این زنان برگرفته از اسطوره های ایران باستان هستند، گاهی فراتر از آنچه در واقعیت جامعه مشاهده می شود نشان داده شده اند و بازنمایی آن ها خداواره است. در آثاری از داریوش مهرجویی که بر زن متمرکز بوده اند، از جمله فیلم های پری، بانو، سارا و لیلا، شرایط واقعی تر و "زمینی تر" نشان داده می شوند. زن مهرجویی زنی ست که با واقعیت های روزمره ی جامعه ایران دست و پنجه نرم می کند و در عین حال دارای عاملیت نیز هست و در تلاش برای دریافت حقوق اجتماعی خویش. در آثار هر دوی این کارگردانان (بیضایی و مهرجویی)، با وجود اختلاف در شیوه ی نگرش، مسائل و مشکلات زن در جامعه در بستری خاکستری رنگ و به دور از سیاه و سفید دیده شدن مرد و زن نمایش داده می شود.

در ادامه آثاری از تهمینه میلانی مثل دو زن، نیمه پنهان، واکنش پنجم و ملی و راه های نرفته اش مورد بررسی قرار گرفتند. در این آثار عموما زن به عنوان قربانی نوعی از خشونت رایج در جامعه مرد سالار معرفی می شود. بعنوان مثال، در سه گانه ی میلانی (دو زن ، نیمه ی پنهان، واکنش پنجم) فرشته، که دختری از خانواده متوسط ایرانی است، همیشه تحت ستم شوهر، پدر یا پدرشوهر قرار می گیرد و در نهایت بازنده ی اصلی داستان چه در زندگی فردی و چه در زندگی اجتماعی می باشد. در ملی و راه های نرفته اش دختری در اثر بدرفتاری و سرکوب خانواده تن به ازدواج بدون شناخت با مردی می دهد که متعاقبا متوجه عدم تعادل روانی او شده ومتحمل خشونت های جسمی و روحی از سوی وی می گردد. در این فیلم تقریبا از تمام مردان تصویری سیاه نمایش داده می شود و از زنان تصویر قربانی. از جهت دیگر در هیچ یک از این آثار زن در پایان داستان به نتیجه مطلوبی نمی رسد و در نهایت ناتوان و قربانی باقی می ماند.


به نظر می رسد که از مقایسه آثار میلانی با آثار بیضایی و مهرجویی بتوانیم نتیجه بگیریم که زن میلانی، اگرچه مثالی ست از زنان مورد خشونت قرار گرفته در جامعه ایران، به خوبی نمایانگر یک زن واقعی ایران در شرایط روزمره نیست. اشکالی که این دیدگاه از فمنیسم می تواند در نگرش و عملکرد مخاطب نسبت به حل مسئله ایجاد کند این است که دید سیاه و سفیدی از مشکل ارائه می کند و مخاطب را به درک عمیقی از ریشه های روانشناسانه و جامعه شناسانه موضوع نمی رساند. در این دیدگاه، گمشده اصلی زن ایرانی (عاملیت و فاعلیت) مورد توجه قرار نمی گیرد، خود زن در این باره نقد نشده و مقصر مشکلات او تنها مردان معرفی می شود. به نظر می رسد که پرداختن به مشکلات زنان در جامعه نیمه توسعه یافته ایران، بدون توجه به پیچیدگی های هویت خودآگاه و ناخودآگاه ممکن نبوده و نیازمند نگاهی خاکستری به ریشه های مشکل در زن و مرد بطور همزمان و نمایش آن به مخاطب می باشد.


115 views0 comments
bottom of page